تاریخ ارسال : ۹۶/۰۳/۰۸


اعتیاد

وقتی مردم از مواد مخدر استفاده می‌کنند و می‌خواهند آن را ترک کنند اما نمی‌توانند، دچار اعتیاد شده‌اند. این انگیزه آن‌قدر در وجودشان قوی شده است که دیگر قابل‌کنترل نیست حتی اگر بدانند مواد مخدر برای بدن و سلامتشان مضر است.

آن لحظه ی اول که مردم از مواد مخدر استفاده می‌کنند، نقشه قبلی برای اعتیاد به آن ندارند. آنان فقط حس خوبی که مواد مخدر به آن‌ها می‌دهد را دوست دارند. فکر می‌کنند می‌توانند روی مقدار مصرف و چگونگی مصرف آن کنترل داشته باشند. اما مواد مخدر مغز را متحول می‌کند. کسانی که از مواد مخدر استفاده می‌کنند با گذر زمان برای احساس نرمال و عادی داشتن به مصرف آن ادامه می‌دهند. به این اعتیاد می‌گویند و این اعتیاد می‌تواند به‌سرعت کنترل زندگی ان ها را در دست بگیرد.

اعتیاد می‌تواند مهم‌تر از علاقه به خوردن و خوابیدن در زندگی شود. انگیزه‌ی تهیه و مصرف آن می‌تواند لحظه‌لحظه‌ی زندگی یک معتاد را پر کند. اعتیاد جای خود را به تمام چیزهایی می‌دهد که آن شخص قبلاً به آن‌ها علاقه‌مند بود و از آن‌ها لذت می‌برد. یک معتاد برای دسترسی به مواد مخدر دست به هر کاری می‌زند، دروغ می‌گوید، دزدی می کند و به مردم صدمه می‌زند و این می‌تواند منجر به دستگیری او شود.

اعتیاد یک بیماری مغزی است؛ مواد مخدر عملکرد مغز را تغییر داده و مختل می‌کند؛ این تحول در کارایی مغز می‌تواند طولانی‌مدت باشد.

آن‌ها دچار مشکلاتی از قبیل تاب خوردن در حین راه رفتن، از دست دادن حافظه می‌شوند و حتی دیگر نمی‌توانند درست فکر کنند و تصمیم بگیرند.

اعتیاد درست مثل دیابت و سرطان، یک بیماری است. اعتیاد یک ضعف نیست. هر شخصی با هر گذشته‌ای، فقیر و غنی، می‌تواند به این بیماری دچار شود. اعتیاد در هر سنی می‌تواند رخ دهد اما معمولاً زمانی آغاز می‌شود که شخص در دوران جوانی به سر می‌برد.


ارسال دیدگاه