تاریخ ارسال : ۹۶/۰۴/۲۴


سبک‌های فرزندپروری

تمامی پدر و مادرها در پی یافتن بهترین راه برای پرورش فرزندانشان هستند؛ اما اینکه بهترین راه برای تربیت مناسب فرزندانشان کدام است؛ نیاز به آموزش و یادگیری دارد. البته یادگیری فقط دانستن یک سری نکات کلی است؛ چون حتی در یک خانواده دو تا فرزند شبیه به هم نیستند برای همین نمی‌توان یک قانون کلی برای آن در نظر گرفت و از روی یک سرمشق پیروی کرد. اما در تربیت فرزندان سبک‌هایی وجود دارد به این معنی که هر والدینی با چه شیوه‌ای به تربیت فرزندش می‌پردازد.

برخی از والدین معتقدند با سخت‌گیری فرزندانشان آیندهٔ درخشان‌تری خواهند داشت. معتقدند فرزندشان باید بدون هیچ‌گونه پرسش و پاسخی تحت کنترل و اطاعت آنها باشد. آن‌ها نمی‌دانند هر کودکی نیاز به آزادی و استقلال دارد و تا به این حد تحت کنترل بودن باعث می‌شود که در آینده نتوانند برای خودشان تصمیم بگیرند و مستقل باشند؛ چون همیشه پدر و مادر برایشان تصمیم گرفتند و الان که نیاز دارند تا روی پای خودشان بایستند ترجیح می‌دهند نقش نفر دوم را بازی کنند، چون اضطرابشان به طرز وحشتناکی بالا می‌رود.

نوع دیگری از فرزند پروری وجود دارد که درآن به دلیل محبت بیش‌ازحد و اندازه، فرزندانی لوس، بدون احساس مسئولیت و ضداجتماعی بارمی‌آیند زیرا هرزمانی که نیاز به تنبیه داشته‌اند این کار را نکرده‌اند و در خانواده سعی نشده است تا، وقتی نیاز است با آنها مخالفت شود، دادن آزادی زیاد و نداشتن هنجارها و ارزش‌ها در خانواده و نادیده گرفتن برخی از رفتارهای نامناسب فرزندان باعث بروز مشکلاتی در آینده می‌شود؛ درحالی‌که تنبیه برای بعضی کارها و رفتارها باعث می‌شود که فرزندان فکر کنند والدینشان آن‌ها را دوست دارند و برای کارهایشان ارزش قائل هستند و تفاوت بین رفتار غلط و درست آن‌ها را تشخیص می‌دهند. البته توجه به این نکته ضروری است که فرزندان نمی‌توانند بدون عشق و علاقه‌ای رشد کنند؛ بنابراین حمایت از فرزندان و دادن عشق و علاقه به آن‌ها لازم است اما در حد نرمال؛ زیرا کودکانی که دچار این محرومیت هستند نمی‌توانند در زندگی عاطفی‌شان موفق باشند زیرا از کودکی محبت کردن را یاد نگرفته‌اند.

حتماً متوجه شده‌اید که بهترین شیوهٔ فرزند پروری شیوه‌ای است که درآن فرزندان را کنترل کرد اما مناسب، محبت کرد اما کافی، در این خانواده‌ها هنجارها، ارزش‌ها و توقعات به‌صورت دقیق مشخص‌شده است، این شیوهٔ رفتار باعث می‌شود که استقلال فرزندان حفظ شود و بشود به‌صورت منطقی دربارهٔ مسائلی با آن‌ها صحبت کرد، این فرزندان ازنظر روانی سالم و اجتماعی بار می‌آیند، در گفت‌وگوهایشان به‌صورت صمیمانه با دیگران برخورد می‌کنند، با فرزندانشان رفتاری صمیمانه و سازگار دارند، تنبیه و تشویق را از فرزندانشان دریغ نمی‌کنند و به‌گونه‌ای با فرزندانشان برخورد می‌کنند که فرزندان دچار ابهامی دربارهٔ علاقه‌شان نسبت به آن‌ها نمی‌شوند.

این پذیرش بدون قید شرط فرزندان، باعث می‌شود در زندگی آینده‌شان دچار خلل نشوند و عزت‌نفسشان حفظ شود؛ درحالی‌که زمانی که حس کنند والدینشان آن‌ها را طرد کرده‌اند احساس تنهایی و درماندگی خواهند کرد و همین امر باعث کاهش اعتمادبه‌نفس، گوشه‌گیری و پرخاشگر شدن آن‌ها می‌شود.


ارسال دیدگاه