تاریخ ارسال : ۹۶/۰۲/۰۵



به بهانه اجرا نمایش خدای کشتار در تئاتر پالیز

نقطه آغازین نمایش، گفتگوی چهارنفره والدینی است که در ظاهر در تلاش‌اند به صلح برسند. آن‌ها نامه‌ای را با هم مرور می‌کنند که درواقع یک صلح‌نامه است اما چه اتفاقی میافتد که این صلح‌نامه نقطه آغازین جنگی خواهد بود که میل به خشونت درونی انسانی، آن را هدایت می‌کند. در این نمایش یا نمایشنامه شما با چهار کاراکتر مواجه هستید که هرکدام بیانگر تیپ شخصیتی متفاوتی هستند.

ورونیک: در ابتدا همه فکر می‌کنند که ورونیک مهربان‌ترین فرد گروه است. او به شدت تلاش می‌کند تا گروه به توافقی در مورد بچه‌ها برسد اما ذات قضاوت گر او می‌خواهد هم‌زمان احساس شرمی سنگین را به والدین فردیناند که پسر او را به‌شدت کتک زده، منتقل کند. زمانی که با مقاومت والدین فردیناند مواجه می‌شود، با عصبانیت آن‌ها را والدینی افتضاح و انسان‌هایی بدبخت خطاب می‌کند.

میشل: از همان ابتدای داستان شاهد تلاش بسیار میشل برای برقراری صلح بین اعضا گروه هستیم. میشل نماینده تیپ شخصیتی است که دوست دارد محیط اطرافش آرام باشد حتی اگر این آرامش به قیمت بی‌احترامی به او و ارزش‌های مهم زندگی او باشد. اما به‌یک‌باره کنترل خشم افسارگسیخته خود را از دست می‌دهد و شروع می‌کند به تخریب تمام تلاش‌هایی که خود از ابتدا برای برقراری آرامش انجام داده است. او خود را همسری دلسوز نشان می‌دهد که برایش مهم است مشکلی که برای خانواده او پیش‌آمده را با آرامش کامل حل کند اما زمانی که او هم با این آرامش به‌ظاهر ساختگی خود نمی‌تواند به نتیجه برسد، ماسک خود را به کناری انداخته و طبیعت زشت خود را با حمله به همسر و تمام پارامترهای زندگی مشترک، نشان می‌دهد.

آنت: آنت بیش از سه شخصیت دیگر داستان به افراد و محیط اطراف خود آسیب فیزیکی میزند (توجه کنید به کاری که او با موبایل همسرش انجام داد و بالا آوردن رو میز قهوه و کتاب‌های ورونیکا). او هم مانند ورونیک تلاش می‌کند مشکل پیش‌آمده را به صورتی متمدنانه حل کن. اما فشار شدیدی که به‌عنوان یک مادر به او وارد می‏شود سبب شده که اعتمادبه‌نفسش کاهش پیدا کند و احساس طردشدگی شدیدی که از سوی همسرش مدام به او تحمیل می‏شود، او را تو شرایط بسیاری بدی قرار می‌دهد.

آلن: همسر آنت و پدر فردیناند که دو دندان برونو را شکسته، شاید کلیشه‌ای‌ترین کاراکتر داشتان است که در نمایش یا فیلم‌های متعددی نظیر او را دیده‌ایم. او مدام درگیر  تماس‌های تلفنی موکل خود است و دوست دارد که سریع‌تر از این شرایط خلاص شود.

 

نکته جالب نمایشنامه قدرتمند خانم یاسمینا رضا در این موضوع نهفته است که چگونه انسان‌های متمدن تحت‌فشار، طبیعت واقعی خود که آغشته به خشونت و پرخاشگری است را نشان می‌دهند. نمایشنامه خدای کشتار مرثیه است برای انسان‏هایی که طبیعت آن‌ها به قضاوت و تعصبات شدیدی آغشته است. با جلو رفتن داستان می‌بینید که افراد برای تأمل بهتر با یکدیگر و کنترل تکانه‌های هیجانی رو به الکل می‌آورند که سبب می‌شود دعوای جنسیتی که در لایه‌های افکار روشنفکرانه دو گروه مخفی مانده بود، خودی نشان دهد.

نویسنده: حسان صادقی

 


ارسال دیدگاه