تاریخ ارسال : ۹۵/۱۱/۱۲



زندانیان شائوشنگ چنان به چهاردیواری زندان خو گرفته‌اند که خود را در زندان درونشان حبس کرده‌اند. آن‌ها حتی پس از آزادی از زندان هم نمی‌توانند به جهان امید بازگردند. زندگی در شائوشنگ نتیجه‌ای جز ناامیدی در بر ندارد. دارابونت در این فیلم به نقد قواعد اجتماعی دست می‌زند. زندان که در تعریفش قرار است مجرمین را متنبه کند و آن‌ها را به انسان‌هایی بازیافته تبدیل سازد هرگونه کورسوی امید را از بین می‌برد. گویی زندان از نگاه فیلم‌ساز طناب داری است که زندانیان وقتی دچارش می‌شوند مدت‌زمان بیشتری را جان می‌دهند. زندان، در این فیلم صرفاً یک مکان با مختصات خاص خودش نیست، زندان شائوشنگ وضعیتی است که انسان‌ها دچارش می‌شوند. وضعیتی که پیدا کردن راهی برای رهایی از آن بسیار دشوار است. اندی و دیگر زندانیان زندان شائوشنگ علاوه بر محرومیت از حقوق اجتماعی و حتی فردی، تحت سیطره غول زندان به این باور می‌رسند که زندگی مداوم در زندان باعث شده که نتوانند به بطن جامعه برگردند.


ارسال دیدگاه