تاریخ ارسال : ۹۴/۱۱/۲۸



جان ام گاتمن (John M.Gottman)

    

     در سال ۱۹۸۶ گاتمن که استاد روانشناسی دانشگاه واشنگتن در سیاتل بود و پیش از آن در رشته ریاضیات دانشگاه ام آی تی درس خوانده بود. یک آزمایشگاه تحقیقات خانواده را تاسیس کرد که در میان مردم به «آزمایشگاه عشق» معروف شده بود. در این آزمایشگاه که یک آپارتمان مبله، رو به دریاچه بود مکالمات، دعواها و زبان بدن زوج‌هایی که با هم زندگی می‌کردند فیلم‌برداری و ضبط می‌شد. جالب اینکه این پروژه اولین مشاهده عملی زوج‌های واقعی بود. از زمان تاسیس این آزمایشگاه تا تاریخی که گاتمن کتاب «هفت اصل اخلاقی برای موفقیت در ازدواج» را با همکاری نان سیلور منتشر کرد تیم او روی بیش از ۶۵۰ زوج در یک دوره ۱۴ ساله مطالعه کردند. اکثر کسانی که وارد کلاس‌های ازدواج گاتمن می‌شدند در آستانه طلاق گرفتن از هم بودند ولی بعد از یادگیری اصول گاتمن تعداد زوج‌هایی که مجددا دچار مشکل می‌شدند کمتر از نصف زوج‌هایی بود که بعد از مشاوره ازدواج، مجددا با هم مشکل پیدا می‌کردند.

     صدها کتاب در مورد بهبود روابط وجود دارد ولی کتاب گاتمن از همه آن‌ها موفق‌تر است چون راهنمایی‌های او بر اساس داده‌های واقعی شکل گرفته‌اند نه کلی گویی‌های با معنی. در نتیجه بسیاری از پاسخ‌هایی که در این کتاب برای مشکلات‌تان پیدا می‌کنید خلاف چیزهایی هستند که تا به حال به آن‌ها اعتقاد داشتید. گاتمن در این کتاب بعضی از طرز فکرهایی را که در مورد برخورداری از یک رابطه عاشقانه و با ثبات وجود دارد در هم می‌شکند. کسانی که در کارگاه‌های آموزشی گاتمن شرکت می‌کردند همیشه با شنیدن اینکه: حتی خوشبخت‌ترین و با ثبات‌ترین زوج‌ها نیز با هم دعوا می‌کنند، خیال‌شان راحت می‌شد. چیزی که باعث موفقیت در ازدواج می‌شود فقط «عشق و علاقه» نیست بلکه شیوه حل مشکلات نیز مهم است. گاتمن در بخشی از کتاب خود به نام «چرا اکثر مشاوره‌های ازدواج شکست می‌خورند»، مهم‌ترین باور اشتباهی را که در مشاوره‌های ازدواج وجود دارد معرفی می‌کند؛ اینکه برقراری ارتباط بین زوج‌ها کلید یک ازدواج سعادتمند و پایدار است. واقعیت این است که در بیشتر ازدواج‌های موفق خیلی از مشکلات، پنهان می‌شوند. مثلا وقتی زن و مرد با هم دعوا می‌کنند، مرد فورا به سراغ تلویزیون می‌رود و زن برای بهتر شدن حال و هوایش برای خرید بیرون می‌رود. چند ساعت بعد که آتش دعوا از بین برود هر دو از دیدن همدیگر خوشحال می‌شوند. خیلی از زندگی‌های مشترک بدون اینکه احساسات عمیق طرفین افشا شود مستحکم و رضایت‌بخش باقی می‌مانند. گاتمن می‌گوید شاید این واقعیت که مردان، مریخی و زنان، ونوسی هستند روی مشکلات موجود در زندگی زناشویی تاثیر داشته باشد ولی علت واقعی مشکلات، اختلافات جنسیتی نیست. بیش از ۷۰ درصد از زوج‌ها گفته‌اند که کیفیت دوستی با همسرشان عامل خوشبختی است نه جنسیت یا چیز دیگر. ادعای حیرت‌انگیز گاتمن پس از سال‌ها تحقیق این است که می‌تواند بعد از پنج دقیقه ملاقات با یک زوج با اطمینان ۹۱ درصدی بگوید که آیا آن‌ها با هم زندگی خواهند کرد یا از هم طلاق خواهند گرفت. او می‌نویسد زوج‌ها به خاطر دعوا کردن از هم طلاق نمی‌گیرند بلکه این روش دعوا کردن آن‌ها است که احتمال جداشدن‌شان را افزایش می‌دهد. گاتمن پس از تماشای ساعت‌ها برخورد ضبط شده صدها زوج، چندین نشانه طلاق را در روابط کشف کرد. به عقیده وی اگر این نشانه‌ها میان یک زن و شوهر وجود داشته باشد اگر همان سال اول از هم جدا نشوند چند سال بعد این کار را خواهند کرد.

     بحث‌هایی که با انتقاد، تمسخر یا اهانت شروع می‌شوند یعنی همان چیزی که گاتمن آن را «شروع خشن» می‌نامد. چیزی که بد شروع می‌شود، بد هم تمام می‌شود. بین شکایت داشتن از رفتار خاصی که همسر شما مرتکب آن شده است و انتقاد شخصی، تفاوت وجود دارد. طغیان عاطفی وقتی رخ می‌دهد که یکی از طرفین از حملات لفظی طرف مقابل به تنگ می‌آید. وقتی ما مورد حمله قرار می‌گیریم ضربان قلب و فشار خون‌مان افزایش پیدا می‌کند و هورمون‌هایی در خون‌مان ترشح می‌شوند که از آن جمله هورمون آدرنالین است. از نظر فیزیولوژیکی، حملات لفظی تهدیدی برای سلامتی ما محسوب می‌شوند. به قول گاتمن اگر شما با یک ببر دندان‌خنجری روبرو باشید یا یک همسر بداخلاق که می‌خواهد بداند چرا هیچ موقع یادتان نمی‌ماند که درپوش توالت فرنگی را ببندید، در هر صورت واکنش بدن شما هیچ تفاوتی نمی‌کند و در هر دو موقعیت ذکر شده در مقابل تهدید‌های یکسانی قرار گرفته‌اید. وقتی طغیان‌های مکرر پیش می‌آید تمایل طرفین به دوری از دعوا باعث می‌شود که از نظر عاطفی نیز از هم فاصله بگیرند. زوج‌هایی که خوشبخت نیستند، نمی‌توانند وسط دعوا بگویند: «صبر کن، من باید اول خودمو آروم کنم» یا نمی‌توانند شوخی کنند تا مانع بالا گرفتن دعوا شوند. همه زوج‌های خوشبخت از این ویژگی برخوردارند. این علائم ضرورتا و به خودی خود نشان‌دهنده احتمال طلاق نیستند ولی اگر به‌صورت مستمر و یکی پس از دیگری اتفاق بیفتند احتمال اینکه رابطه به طلاق بیانجامد زیاد خواهد شد.

     اکثر اصول گاتمن برای ایجاد روابط زناشویی پایدار و سعادتمند بر اساس یک عامل مهم بنا شده است: دوستی. یعنی زن و مرد بتوانند احترام متقابل نسبت به هم داشته باشند و از همنشینی با هم لذت ببرند. دوستی از یک طرف روابط عاشقانه را بیشتر می‌کند و از طرف دیگر از اینکه یک رابطه به خصومت و دشمنی ختم شود جلوگیری می‌کند. تا زمانی که بتوانید «به همسرتان محبت کنید و او را تحسین کنید» می‌توانید رابطه زناشویی‌تان را از خطرات حفظ کنید. در غیر این صورت احتمال بروز نفرت در دعواها، زیاد می‌شود و نفرت، رابطه را مسموم می‌کند. از نظر گاتمن هدف از ازدواج «اهداف مشترک» است. یعنی زن و مرد از رویاها و آرزوهای طرف مقابل حمایت کنند. اگر یکی از طرفین برای خوشحال کردن طرف مقابل خواسته‌های خودش را زیر پا بگذارد ازدواج آن‌ها وارد یک مسیر اشتباه خواهد شد. دوستی واقعی هم همین‌طور است. وقتی از نظر علمی با زیر و بم ازدواج آشنا می‌شوید برای بهبود رابطه خود و جلوگیری از شکست آن در موقعیت بهتری قرار می‌گیرید. البته این در مورد هر نوع رابطه بلند مدتی صدق می‌کند. شاید ۵۰ سال دیگر ما با نگاه به گذشته تعجب کنیم که اطلاعات مردم عادی در مورد واکنش‌های فیزیولوژیکی و روانشناختی در برابر درگیری و به‌طور کلی مدیریت روابط تا چه حد کم بوده است. جالب است که علم یعنی چیزی که در ظاهر به احساسات هیچ ربطی ندارد می‌تواند در مورد خیلی از مسائل از جمله محبت، روابط عاشقانه و دوستی، که به زندگی ارزش می‌دهند، آموزش‌های زیادی به ما بدهد.

منبع: گاتمن، Art & Science of Love (علم و هنر عشق)

 


ارسال دیدگاه