تاریخ ارسال : ۹۴/۰۷/۱۸



فهرست نیازهای اساسی انسان به قرار زیر است:

 –

نیاز به توجه دیگران

بدون داشتن ارتباط پیوسته و مناسب با دیگران، شرایط روانی و وضعیت هیجانی و رفتاری فرد به شدت آسیب می بیند.

 

توجه به ارتباط بین ذهن و بدن

بدون رژیم غذایی، خواب و ورزش صحیح و مرتب، وضعیت روانی ما آسیب جدّی می بیند. معمولاً دیده می شود که جوانانی که خانه و ساختارهای فراهم شده در آن را برای زندگی مستقل ترک می کنند دچار یکی از بیماری های روانی می شوند. این به دلیل آن است که ترتیب غذایی، الگوهای خواب و دیگر عادت های پیشین آن ها دچار اختلال شده است.

 

نیاز به هدفمند بودن

این نیاز اساسی همراه با نیاز به معنی دار بودن زندگی، محتوا و بافت زندگی فرد را فراهم می آورد. فردی که از به دست آوردن رضایت مندی ناشی از دستیابی به یک هدف، بی نصیب باشد فاصله چندانی با بیماری های روانی ندارد.

 

احساس مشارکت اجتماعی

دلیلی برای بودن و فراتر از نیازهای شخصی است که ثابت شده است باعث ارتقای سیستم ایمنی، سلامت روانی و شادی او می شود.

 

نیاز به چالش و نوآوری

یادگیری یک چیز تازه، توسعه افق دید و بهبود مهارت های فعلی، همگی حس پیشرفت و موفقیت را در فرد به وجود می آورند. بدون آن، فرد ممکن است احساس بی ارزش بودن کند.

 

نیاز به داشتن رابطه نزدیک و صمیمی با دیگران

مردم نیاز به اشتراک گذاری ایده ها، امیدها و آرزوهایشان با افراد دیگری دارند که احساس صمیمیت با آن ها می کنند. اغلب ما خواستار این هستیم که حداقل یک نفر در زندگی مان وجود داشته باشد که با او بتوانیم راحت صحبت کنیم و او هم نسبت به ما همین احساس را داشته باشد.

 

نیاز به داشتن حس کنترل

پیامدهای از دست دادن کنترل روی محیط پیرامونی، روابط با دیگران یا بدن خودمان، به آسانی قابل تصوّر است. کسانی که در شرایط دشوار زندگی، مثل از دست دادن عزیزان یا از دست دادن کار، بتوانند کنترل خود را حفظ کنند، سریع تر التیام می یابند. به همین دلیل است که داشتن علاقه مندی ها و فعالیت های متنوع اهمیت دارد.

 

نیاز به حس اعتبار و منزلت

برای بعضی ها همین که به عنوان مادربزرگ یا پدر مهربان یا دختر خوب یا پسر باهوش شناخته شوند کفایت می کند. جوانانی که تازه روی پای خود ایستاده اند اگر حس کنند که مورد اعتماد واقع شده اند، حس اتکا به نفس شان بهبود قابل ملاحظه ای می یابد. بسیاری از رفتارهای مسئله دار و مخرب در اثر تلاش نادرست و نامناسب برای ارضای این نیاز به وجود می آید.

 

نیاز به داشتن حس امنیت

امنیت اقتصادی، سلامت جسمی و ارضای نیازهای اساسی دیگر، همگی در برطرف کردن این نیاز مشارکت دارند. شایان ذکر است که در مورد این نیاز نیز همچون دیگر نیازها نباید وسواس بیش از حد نشان داد و باید تعادل را رعایت کرد.

 

یک زندگی، نیازهای بسیار

ممکن است به نظر آید که اگر بخواهیم تمام این نیازها را برآورده سازیم، زندگی بسیار پرمشغله و غیرقابل تحملی خواهیم داشت. امّا یک فعالیت ممکن است بسیاری از نیازها را پوشش دهد؛ برای مثال، کار در امور خیریه می تواند نیازهای ۱، ۲، ۳، ۴ و ۵ را رفع کند و در ارضای نیازهای ۶ و ۷ نیز مشارکت داشته باشد. قدم زدن با یک دوست در زمان فراغت، می تواند نیازهای ۱، ۲، ۳، ۴، ۵ و ۶ را برطرف سازد. پژوهش های جدید نشان می دهد که هر چه زندگی پیچیده تر باشد، سالم تر خواهد بود. در این صورت، چنانچه در یک ناحیه از زندگی با شکست روبه رو شویم، نیازهای اساسی ما، حداقل در دیگر بخش ها که سالم مانده اند، برآورده خواهد شد.


ارسال دیدگاه