تاریخ ارسال : ۹۶/۰۲/۰۵



گرسنگی عاطفی، ترس از شکست و هراس از انتخاب‌های ناهمسان و تکرار اشتباهات گذشته و نهایتاً آسیب دیدن در یک رابطه عاطفی اگر اصلی‌ترین نباشد، یکی از مهم‌ترین دغدغه انسان امروز است.

داشتن یک رابطه‌ی عاطفی سالم، گرم و امن شاید خواسته‌ی پیچیده و سختی نیست اما چگونه است که این خواست ساده تبدیل به یک محالِ دست‌نیافتنی می‌گردد؟ آن‌قدر که تنهایی را می‌پذیریم و عاشقانه‌های ادبیات و سینما و تاریخ بیشتر شبیه افسانه‌هایی می‌شوند که ما برای بهبود زخم‌ها و این جستن و نیافتن به آن‌ها پناه می‌بریم.

حقیقت این است که ما برای رفع گرسنگی عاطفی‌مان اغلب منتظر معجزه و مسیحی هستیم که از غیب بیاید و بر تاریکی احساسمان نور بتاباند و فراتر از آنگاه از شدت درماندگی به سرکوب این نیاز سرکش رو می‌آوریم

حال‌آنکه یافتن و ماندن هنری است که می‌تواند با آگاهی و تعقل صیقل بخورد و ما را از یک موجود منفعل و آسیب‌پذیر بدل به یک انسان آگاه و فعال و دوست‌داشتنی  کند.

قبل از اینکه دلی بلرزد و علیه ای شکل بگیرد، باید خودمان را دریابیم.

چقدر لیاقت رابطه‌ی ایده آلمان را در خودمان می‌یابیم؟

تأثیر و تأثرات گذشته را در شکل‌گیری «منِ عاطفی‌مان» می‌شناسیم؟

جنس مکمل را چگونه درمیابیم و احساس می‌کنیم؟

توان مدیریت بحران‌های یک رابطه صمیمی را داریم؟

در کارگاه «هنر عشق ورزیدن» قرار است پس از حصول آگاهی‌های فوق، بدل به هنرمندانی بشویم که به‌جای سرگردانی و تنهایی و نهایتاً انتخاب شدن یا نشدن، بیاموزیم که دقیقاً چه می‌خواهیم. چگونه به خواستمان می‌رسیم. و چطور امنیت و سلامت رابطه‌ی عاطفی‌مان را حفظ کنیم.


ارسال دیدگاه