تاریخ ارسال : ۹۳/۱۲/۰۲



پدرم همه خواستگارهایم را رد می کند

دختری ۲۲ساله هستم. تا حالا خواستگاران زیادی داشتم، ولی پدرم به همه آن ها جواب منفی می دهد. اصلاً با من درباره این موضوع حرف نمی زند. لطفا راهنمایی کنید.

 

با سلام خدمت شما دوست گرامی درباره مسئله مذکور، با عنایت به اطلاعات کمی که در اختیار ما قرار دارد، ابتدا علل احتمالی رفتار پدرتان را دسته بندی و در نهایت راهکار پیشنهادی را بیان می  کنیم.

( توضیح: در پاسخ به سوال شما فرض را بر این گذاشتیم که شرایط خواستگارانتان مناسب شماست و پدرتان بدون دلیل منطقی به آن ها پاسخ منفی می دهد)

 

علل سخت گیری والدین در امر ازدواج

۱- اولین عاملی که ممکن است باعث بروز چنین رفتاری از سوی پدرتان شود، «وابستگی» او به شماست. به خصوص اگر روابط پدر و مادرتان چندان مطلوب نباشد و یا تک فرزند باشید، رفتن شما از منزل پدری به معنای تنهایی وی خواهد بود.

۲- گاهی اوقات والدین، فرزندان خود را جزو مایملک خود می دانند. در صورتی که شخصیت پدر شما خود محور باشد و فکر کند که برای تصمیم گیری درباره فرزندش، به مشورت (حتی با خود او) نیاز ندارد؛ چنین شرایطی بروز می کند. در واقع والدین خود محور از سلیقه خود بهره می برند و داماد یا عروس باید بیشتر مورد پسند آن ها باشد تا فرزندشان.

۳- در صورتی که والدین شخصیتی سخت گیر وکمال گرا داشته باشند نیز نمی توانند مورد ایده آل خود برای ازدواج با فرزندشان را به راحتی پیدا کنند.

۴- عامل دیگری که باعث بروز این رفتار می شود، «ترس» است. افزایش آمار طلاق در جامعه و مشاهده شکست اطرافیان در حوزه زناشویی، احتمالاً موجب ترس پدرتان از ازدواج شما شده است. به همین دلیل سعی می کند با اجتناب یا به تأخیر انداختن ازدواج شما، احتمال بروز طلاق را کاهش دهد.

۵- گاهی مشکلات مالی و هزینه های ازدواج، باعث ترس و دوری گزیدن والدین از امر ازدواج فرزندان  می شود.

۶- عامل مهم دیگری که ممکن است باعث امتناع پدرتان از ازدواج شما شود، این است که پدر استحکام روانی و رفتاری مورد نیاز برای ازدواج را در فرزندش نمی بیند؛ به عبارت دیگر، به دلیل وجود نپختگی در رفتارهایتان، او شما را آماده رویارویی با چالش های ازدواج نمی داند؛ برخی از این رفتارها می تواند شامل وابستگی شما به خانواده، مسئولیت پذیری پایین، زود رنجی و حساسیت عاطفی بالا، نداشتن توانمندی در برخی مهارت های خانه‌داری و… باشد که حتماً باید توسط شما اصلاح شود.

 

چه باید کرد؟

بهترین رفتار این است که کاملاً محترمانه و با حفظ حریمها، این موضوع را با پدرتان در میان بگذارید. علت امتناع وی را جویا شوید و در یک گفت وگوی صمیمی پدر را متقاعد کنید که راهکارهای بهتری نیز برای حل مسائل وجود دارد. چنانچه صحبت درباره ازدواج از طرف یک دختر در خانواده شما پسندیده نیست، توصیه می شود از افرادی که با پدرتان ارتباط بهتر و راحت تری دارند (از نظر انتقال مطلب و نفوذ کلام) مانند مادر، برادر، عمه و یا عمو کمک بگیرید. البته بهتر است انتخاب هر کدام از این افراد با اطلاع مادر باشد. همچنین لازم است قبل از گفت وگو، مطالبی که احتمالاً بین شما و یا شخص مدنظر و پدرتان پیش خواهد آمد، از نظر نحوه شروع گفت وگو، هدف گزینی، نتیجه گیری و حتی مکان و زمان مناسب را بررسی کنید و در صورت لزوم برای تنظیم مطالب از کمک یک مشاور بهره گیرید.

مریم اسودی-کارشناس خانواده

خانواده ام با ازدواج من و دختر مورد علاقه ام، مخالفند

جوانی ۲۱ساله هستم. پنج سال است دختری را دوست دارم و قصد ازدواج با او را دارم. تمام تلاشم را می کنم تا به او برسم. تا ۱۰شب سر کارم، از تفریحم می زنم تا پول جمع کنم که عید با او ازدواج کنم، ولی خانواده ام راضی نمی شوند که با او ازدواج کنم. لطفاً کمکم کنید.


با سلام خدمت شما مخاطب گرامی، در اولین قدم به شما برای پشتکارتان آفرین می گویم. این که شما برای رسیدن به استقلال مالی تلاش می کنید، بسیار خوب است، اما تمرکز تنها روی مباحث مالی کافی نیست. در امر ازدواج مسائل مهم دیگری نیز وجود دارد که شما بهتر است به آن ها هم دقت کنید.

 

پایه‌های ازدواج پایدار

برای یک ازدواج موفق و پایدار، رسیدن به بلوغ روانی واستقلال مالی به صورت توأمان نیاز است. شما با مانور روی مسائل مالی، به بخشی از ملزومات ازدواج دست یافتید، اما برای این که انتخابی عجولانه و احساسی نداشته باشید بهتر است، نشانه های بلوغ و نرسیدن به بلوغ روانی را نیز بررسی کنید.
ما در ادامه به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم:

۱.قدرت فرضیه سازی

۲.قدرت استنباط و استنتاج وحل و فصل مسئله

۳.قدرت درک مسائل زندگی و مسائل اجتماعی

۴.منطقی وعاقلانه برخورد کردن با مسائل فردی و اجتماعی

۵. کنترل و مدیریت احساسات و هیجانات

۶.تصمیم گیری منطقی و به موقع در کارها

 

نشانه های کسی که هنوز به بلوغ فکری و روانی نرسیده است

۱.عواطف و اخلاق را فقط براساس خواسته های خود معنا می کند.

۲.مرزها را در هیچ رابطه ای رعایت نمی کند و به همین دلیل دیگران به او اعتماد ندارند یا اعتمادشان را به او از دست می‌دهند.

۳. فرد هیچ تسلطی بر تکانه های عاطفی واحساسی خود ندارد.

۴.تحمل شکست را ندارد و در برابر هر شکست کوچکی دچار ناامیدی و بی انگیزگی می شود .

۵.چنین فردی طیف نمی شناسد. همه اتفاق ها یا سفید هستند یا سیاه؛ به طور مثال یا باید به فلان فرد و یا خواسته برسد یا دیگر ازدواج نمی کند!

۶. از نظر تفکر منطقی و نظام یافته عاجز است و همواره به جای عقل از روی احساس تصمیم می‌گیرد. در واقع ابتدا تصمیم می گیرد و بعد برای تصمیمش، دنبال توجیه عقلانی می گردد. با بررسی موارد مذکور می توانید میزان بلوغ فکری و آمادگی روانی خود و دختر مورد علاقه‌تان را برای ازدواج ارزیابی کنید. توجه داشته باشید که این مورد به اندازه استقلال مالی برای یک زندگی پایدار ارزشمند و لازم است.

 

علت مخالفت خانواده

درخصوص مخالفت خانواده‌تان، شما به دلایل آن ها اشاره نکردید، ولی با توجه به شرایط بیان شده، دو دلیل محتمل است: دلیل اول ممکن است نداشتن اطمینان به انتخاب شما، به دلیل سن کم و نداشتن آمادگی روانی برای ازدواج باشد. به خاطر داشته باشید که هر چند شما روی استقلال مالی تمرکز کردید، اما این کار مخالفت آن ها را برای ازدواج کاهش نمی‌دهد. مورد دوم نیز ممکن است مخالفت با ازدواج شما با دختر مورد نظرتان به دلیل نداشتن برخی معیارها باشد که هر یک از این موارد باید جداگانه بررسی شود.

من به شما پیشنهاد می کنم در ابتدا خودتان با مراجعه به یک مشاور، از عاقلانه بودن علاقه و درست بودن ازدواج تان اطمینان حاصل کنید و بعد به جای مقاومت و جنگیدن با خانواده که کاری بی نتیجه است، با آن ها گفت وگو کنید و دلایل مخالفت آن ها را جویا شوید. در این مرحله از یک بزرگ تر که مورد قبول خانواده است نیز می توانید کمک بگیرید.

راهله فارسی-کارشناس خانواده


ارسال دیدگاه