Your browser does not support JavaScript!

ایمیل

ایمیل

ساعت کاری

9 صبح تا 10 شب

کارگاه افسردگی و روش درمان
  • هزینه دوره : 100 هزار تومان

  • زمان : 10 بهمن 1398

  • مدت کارگاه : 2ماه

  • ظرفیت : 65

کارگاه افسردگی و روش درمان

کارگاه افسردگی و روش درمان با استفاده از مفاهیم مدرن رواندرمانی متمرکز بر هیجان (EFT) با حضور دکتر همایون ذوالفقاری نیا، برای اولین بار در ایران، در کلینیک روانشناسی و مشاوره دانا برگزار شده است. هدف از برگزاری این کارگاه، آموزش درمانگران EFT برای کمک به بیماران افسرده بوده. درمانگران در پایان دوره یاد گرفتند که چگونه باید مداخلات درمانی را برای بهبودی این بیماران به کار بگیرند. این کارگاه، بخشی از دوره آموزشی جامع رواندرمانی متمرکز بر هیجان است که دکتر ذوالفقاری نیا در کلینیک روانشناسی دانا برگزار کرده‌اند.

ساختار دوره

ساختار دوره افسردگی و روش درمان، ساختار پیچیده‌ای است. شکرت کنندگان در دوره باید با مفاهیم رواندرمانی متمرکز بر هیجان آشنایی کامل داشته باشند. همچنین انتظار می‌رود که شرکت کنندگان با نشانگان و تأثیرات افسردگی آشنا باشند. پروتکل‌های افسردگی بسیار پیچیده هستند و در صورت تشخیص اشتباه، مداخلات درمانی در مسیر نامطلوبی قرار می‌گیرند. بنابراین برای شرک در کلاس افراد باید خود را آماده کنند.

  • آشنایی با پروتکل افسردگی از دیدگاه EFT
  • آشنایی با کارکرد هیجانات در افسردگی
  • مداخلات درمانی
      • همدلی
      • برقراری ارتباط عمیق
      • شناسایی ریشه افسردگی
      • مشخص کردن اهداف درمانی
      • کمک به رشد فردی مراجع
      • رهایی از احساسات کهنه

 

آشنایی با پروتکل افسردگی از دیدگاه EFT

در مرحله اول کلاس، پروتکل‌های مختلف افسردگی از دیدگاه رواندرمانی متمرکز بر هیجان، مورد بررسی قرار می‌گیرد. در هر کدام از این الگوها یک یا دو عنصر ناکارآمد مانند سرزنش یا ناامیدی و درماندگی، موثر است. در این مرحله شرکت کنندگان باید با شناسایی الگو صحیح افسردگی بتوانند حس و حال و تجربیات مراجع را درک کنند. افسردگی خود را به اشکال مختلف نشان می‌دهد، درمانگر باید بتواند دنیایی که این اختلال برای مراجع به وجود می‌آورد را بفهمد.

 

آشنایی با کارکرد هیجانات در افسردگی

در مرحله بعدی، به بررسی عملکرد ناسازگار پنج هیجان خشم، اندوه، ترس، شرم و احساس گناه پرداخته می‌شود. عملکرد ثانویه و ناسازگار این هیجانات در ایجاد و شدت حال بد بیمار افسرده، بسیار موثر است. خشم در ساختار غیر تطابقی خود می‌تواند به نفرت، کلافگی، ترس از نشان دادن خشم، مشکل در ایجاد حد و مرز با دیگران و با سرزنشی همراه شود که فرد بعد از نشان دادن عصبانیتش تجربه می‌کند.. ترس تبدیل به ناامنی، ترس از تکرار الگوهای خانوادگی، ترس از تغییر، و ترس از نشان دادن احساسات، می‌شود. اما اندوه ناسازگار می‌تواند فرد را به سوی افسوس، سوگ حل نشده، فقدان و ناامیدی حل بدهد و فرد آرام آرام از توجه به نیازهای اساسی خود دست می‌کشد. احساس گناه غالباً تجربه ناخوشایند عذاب وجدان درونی است که از سوی دیگران به فرد القا شده است. در نهایت می‌رسیم به شرم که بدون تردید دردناک‌ترین هیجان انسانی به شمار می‌رود. شرم اجتماعی، شرم درونی و احساس بی‌ارزشی، مواردی است که کارکرد غیر تطابقی شرم در انسان ایجاد می‌کند.

 

مداخلات درمانی

در مرحله بعدی مداخلات درمانی با توجه به شناسایی الگو ناکارآمد فرد، آغاز می‌شود. باید توجه داشت که مداخلات درمانی EFT بر پایه همدلی عمیق طراحی شده، و درمانگران باید تلاش کنند تا با استفاده از همدلی به دنیای تیره و تاریک مراجع افسرده راه پیدا کنند.

همدلی: همان طور که قبلاً اشاره شد درمانگر باید برخورد همدلانه داشته باشد. گاهی اوقات درمانگران نمی‌توانند زندگی مراجع و دردهای او را درک کنند و به همین دلیل ارتباط آن‌ها آسیب می‌بیند. درمانگر با کمک ارتباط همدلانه، لحظه به لحظه تجربیات دردناک مراجع را که ناشی از افسردگی است، لمس می‌کند.

برقراری ارتباط عمیق: ارتباط یا اتحاد درمانی یکی از مهم‌ترین عوامل بهبودی در بیماران افسرده است. درمانگران باید برای ایجاد آن با ظرافت عمل کنند. دکتر ذوالفقاری نیا، شیوه‌های برقراری اتحاد درمانی را در کارگاه همدلی و حضور درمانی آموزش می‌دهند.

شناسایی ریشه افسردگی: همان طور که قبلاً اشاره شد، الگو و هیجانات متفاوتی ممکن است در ایجاد، ماندگاری و شدت بیماری تأثیر گذار باشند که درمانگر باید بتواند آن‌ها را شناسایی کند.

مشخص کردن اهداف درمانی: در این مرحله، باید اهداف و تکالیف درمانی با مشارکت مراجع تعیین شود. فراموش نکنید که درمانگر باید زمانی سراغ اهداف درمانی برود که اتحاد درمانی ایجاد شده.

کمک به رشد فردی مراجع: افسردگی آسیب فراوانی به زندگی انسان در سطوح مختلف وارد می‌کند. اما این اختلال نیز مانند هر مشکل دیگری در زندگی، می‌تواند به پایان برسد و مهم است که انسان دوباره به زندگی باز گردد. بنابراین باید موانع رشد فردی در طول جلسات درمان رفع شود ا مراجع بتواند به مسیر عادی زندگی باز گردد.

رهایی از احساسات کهنه: در نهایت، الگوهای افسرده ساز، سبب تجربیات هیجانی و احساسی می‌شوند که مربوط به گذشته است و کمکی به انسان در حال حاضر نمی‌کند. مراجعان در این مرحله از درمان می‌توانند خود را از دست الگوهای گذشته رها کنند. این بخش را می‌توانیم نقطه عطفی در طول درمان افسردگی در نظر بگیریم، رهایی از تاریکی گذشته و زندگی در لحظه‌ای که زندگانی در آن جریان دارد.

نظرتان را درمورد کارگاه با ما به اشتراک بگذارید